توبه
خداوند متعال به حضرت داود(ع) فرمود:
ای داود! اگر روی گردانان از من چگونگی انتظارم برای آنان ، مدارایم با آنان و اشتیاق مرا به ترک معصیتها یشان می دانستند،
بدون شک از شوق آمدن به سوی من می مردند و بند بند وجودشان از محبت من از هم می گسست !!!.
توبه!
اما چه توبه ای؟
توبه ای که درش علاوه بر پشیمانی و تصمیم به بازگشت حق مردم نیز پرداخت شود.
حق الناس که حتی "شهدا" نیز به پرداخت آن مجبورند و پشت در های بهشت ماندگار.
خوب حق مردم رو دادیم پس حقوق الهی چی؟...
گناهم را نمیدانم
خدا داند
ندای حق گواه این گنه کاریست
گناهی کر هوس خیزد
که من را نم نمک نابود می سازد
دلم پر از زمانه
صدای لاله های پرپر و کوچندگان این خراب آباد می آید
که ای آدم جواب خون این پرپر گلان دانی چه خواهی داد؟
جوابم نه نمیدانم
خدا آگاه آگاه است
که می خواهم به سویش باز برگردم ولیکن من
مسیر راه را گم کرده
نالانم از این مردم
زخود بیگانه ام
فریاد!
از این عالم
از این افکار پوچ و نابه حاصل
لاجرم مرگ است
اکسیر شفابخش من و این وادی پوچی
گناهم را نمیدانم!