چه فایده...

چه فایده که باتو دل شكسته بال و خسته شه
چه فایده که حرمتم برای تو شكسته شه
چه فایده من غریب برای تو ستاره شم
چه فایده به راه تو روانه شم روانه شم
برای کی من غریب توی شبام دیونه شم
برای چی به پای تو اسیر هم میخونه شم
منو میخوای برای خود که قصه گو باشی برام
تو قصه گوی عالمی من که از این قصه جدام
این لحظه تو لحظه هام تکه چرا که این حقیقته
حرف دلم حرف منه تو دست من صداقته
تو دست تو یه دیوونه داره به عشقت جون میده
ولی تو بی خیالی و میگی که دستت خالیه
دروغه حرفات فریبه چشمات
غریبه با من نگاه و دستات...
ترانه ای از: "سید مجتبی محتشم"




